|
خاک تا خاک!
|
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست قرار است ياسنو در روز دوم انتشارش توقيف شود هرگز نمي گفت :"رسانه ها بايد آزادانه نقد كنند و اين آزادي ها تنها 2 درصد از آزادي هايي است كه حق مردم است".
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست روزي خواهد رسيد كه مردم در سفر هاي استاني سفره هايشان را از دولت گدايي كنند هرگز نمي گفت پول نفت بايد بر سر سفره هاي مردم باشد".
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست در سال 87 نرخ بيكاري بيش از 11 درصد خواهد بود هرگز نمي گفت: "مي توانيم معضل اشتغال را 2 تا 3 ساله حل كنيم".
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست در سال 87 جانبازي به خاطر عدم توانايي در تأمين هزينه هاي دارو شهيد مي شود هرگز نمي گفت: "جانبازان با هر درصدي از پرداخت هزينه دارو معاف مي شود".
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست نرخ سود بانكي در سال 88، 25 درصد خواهد بود هرگز نمي گفت: "نرخ سود بانكي تا پيش از پايان اين دوره دولت بايد يك رقمي شود".
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست محمد باقر قاليباف شهردار تهران خواهد شد هرگز نمي گفت: "شهردار تهران را به دولت دعوت مي كنم".
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست ستاره ها ستاره دار خواهند شد هرگز نمي گفت: "به جوانان اطمينان مي دهم اگر برگزيده شوم مدافع حقوق حق جوانان در كشور خواهم بود".
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست 1 ميليارد دلار درآمد نفت يك ملت گم خواهد شد هرگز نمي گفت: در دولت نهم هيچ امر پنهان، دوگانه و ويژه نداريم".
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست ماجراجويي هايش براي ايران تنها قطعنامه هاي بين المللي خواهد داشت هرگز نمي گفت "به زودي شاهد پيروزي هاي بزرگتري در عرصه سياست خارجي خواهيم بود".
شايد اگر آقاي احمدي نژاد مي دانست براي اداره كشور به تدبير، برنامه ريزي، مشورت گرفت از ديگران، صداقت با ملت نياز است هرگز كانديداي انتخابات رياست جمهوري نمي شد.
آقاي احمدي نژاد!
من به ميرحسين موسوي رأي مي دهم، كه ديگر تو رئيس جمهور ما نباشي. من به ميرحسين موسوي رأي مي دهم چون مي گويد اسلام ناب نمي تواند مخالف سازمان مديريت و برنامه ريزي باشد و احياي اين سازمان را در دستور كار خود دارد. من به ميرحسين موسوي رأي مي دهم چون مي داند اگر امكانات در خدمت سرمايه گذاري مفيد قرار گيرد رفاه ملت بالا مي رود، اما اگر مشغول كميته امدادي كردن جامعه باشيم، نتيجه عكس خواهيم گرفت. من به ميرحسين موسوي رأي مي دهم چون مي داند براي برخورد با فساد بايد از خود دولت شروع كرد. من به ميرحسين موسوي رأي مي دهم چون معتقد است كه هيچ كتابي پشت درهاي مميزي نبايد بماند، چون معتقد است اگر غيبت قانون عادت شود، به قهقرا باز خواهيم گشت، چون معتقد است دانشجو ستاره است و نبايد او را ستاره دار كرد، چون معتقد است گشت هاي ارشاد بايد جمع شوند، چون معتقد است آزادي جريان اطلاعات حق هر ايراني است، چون هيچ شخص يا گروهي را شهروند درجه دو نمي داند، چون از قانون استفاده ابزاري نمي كند، چون براي جلب آراي مردم از نيازهاي آنان استفاده نمي كند، چون اقوام و مذاهي را خودي مي داند، موانع گزينشي براي ورود به سازمانها و نهادها را حذف خواهد كرد.
ملت ما ديگر خسته شده است از اين همه 50 هزار تومان ها و 60 هزار تومان ها و 70 هزار تومان ها. از اين همه سهام هاي نفت و آب و برق و عدالت. از اين همه وعده هاي رنگارنگ و ديگر هيچ.
ملت ما خسته شده ااست از اين همه دعواي كيهانيان و كروبيان، از جدال روشنفكران. ملت ما خسته شده است از اين همه هاله هاي نوراني، از اين همه مدعيان ارتباطات آنچناني.
قبل از انرژي هسته اي، اين كرامت انساني است كه حق مسلم ماست.
و اما كلام آخر
آنچه يافت مي نشود، آنم آرزوست...
انسانم آرزوست...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
شيخ ما ديگر سيد محمد خاتمي را آماج حمله هاي خود قرار نمي دهد. شيخ ما ديگر از تندرو ها نمي نالد، چونكه خودش در حلقه اي از تندروها گرفتار آمده است. يادمان نرفته است زماني را كه شيخ ما، در حلقه خبرنگاران از تند روي هاي اصلاح طلبان سخن مي گفت و 20:30 از خدا خواسته هيزم آتشِ شيخ افروخته ما مي شد. خوب يادم هست زماني را كه شيخ ما كيهانيان را همراز خود براي انتقاد از اصلاح طلبان يافت. خوب يادم هست اعتماد ملي را زماني كه عبدالكريم سروش را فردي تناقض گوي مي خواند و معتقد بود اين استاد مسلم روشنفكري ديني، نه روشنفكري را درست فهميده است و نه دين را. هنوز آن زمان را فراموش نكرده ام كه شيخ ما رأي تمام نمايندگان مجلس را به حكمي حكومت ساخته فروخت و طرح نمايندگان را از دستور كار مجلس خارج نمود. نمي دانم اگر شيخ ما به تند روي معتقد بود پس آنهمه انتقاد به اصلاح طلبان چه دليلي داشت و اگر مشي ميانه را قبول دارد پس اين حلقهي ياران را چگونه توجيه مي كند.
پَر نتاني كَند، رَو خلوت گزين***تا نگردي جمله خرج آن و اين
فكر مي كنم، سايتهاي ايراني براي خارجنشينان فيلتر است. در غير اين صورت عجيب است كسي بگويد حرفهاي امروز ميرحسين همان حرفهاي 20 سالِ پيش است.
پ.ن: هنوز عبدالكريم سروش، محبوب ترين روشنفكر زنده براي من است.
"آقا يه همشهري ورداشتم"؛ روزنامه را به اولين سطل آشغال سر راهم مي اندازم و نيازمندي هايش را به خانه مي برم.
بازارياب لوازم آرايشي، شابلون زن، دختر دانشجوي شهرستاني با هيكلي مناسب جهت پاسخ گويي تلفني، گوسفند زنده!، رئيس بيمارستان، ليسانس مديريت با 8 سال سابقه كار و ....
كلافه ميشوم. گوشي تلفن را بر مي دارم.
- سلام؛ براي آگهي روزنامه...
- استخدام شد.
با عصبانيت گوشي را روي تلفن مي كوبم. (كسي زنگ خانه را به صدا در مي آورد) درب را باز مي كنم، مردي قوي هيكل دو گوني سيب زميني و يك جعبه پرتقال جلوي درب خانه ما مي گذارد.
- اينها چيه؟
- هديه.
- از طرف كي؟
- براي خدا!
- اما من كه محتاج صدقه نيستم.
- بخور، بانيش رو دعا كن.
فكر كردم كه اينها را ببرم بازار ميوه و تره بار بفروشم. بازار خيلي شلوغ بود. مردم گوني به دوش آمده بودند تا سيب زميني هايشان را بفروشند. استاد دانشگاهم را ديدم كه بالاي سر گونياَش، منتظر مشتري نشسته بود. مردي با كت و شلوار قهوه اي نزديك مي شود.
- اين پرتقالها اسرائيليه.
- نه به خدا،
- بحث اضافه نكن.
پرتقال ها را با خودش برد. بي خيال تجارت مي شوم.... . (اتوبوس نزديك مي شود). سوار مي شوم. پيرمرد پشت سر من سوار مي شود.
- پدر جان خصوصيه.
- يعني ما رو سوار نمي كني؟
- نه، منظورم اينه كه كارت منزلت قبول نمي كنيم. كرايش 125 تومنه.
پيرمرد پياده مي شود. بلند مي گويد: خدا به راه راست هدايتتون كنه.
(پكر روي صندلي لم دادم)، مرد ميانسالي سر صحبت را باز مي كند.
- ناراحتي؟
- بيكارم؛ نمي دونم چيكار كنم.
- خُب برو سهام عدالت بگيره.
- سهام عدالت؟ من فكر مي كردم سهام براي تجارته نه عدالت.
- نمي دونم؛ اصلاً برو وام ازدواج بگير.
- من كه 5 سالي هست ازدواج كردم.
- خُب يه زن ديگه بگير.
- مگه ميشه دوتا زن گرفت؛ غير قانونيه.
- نه بابا؛ لايحه حمايت از خانواده...
"ايستگاه جا نموني" –اين صداي راننده بود- مرد ميانسال بدون خداحافظي پياده شد.
به خانه زنگ مي زنم.
- سلام؛ ببين امشب شام مي ريم خونه مامانم اينا.
- بازم.
- چكار كنم. نمي تونيم كه گرسنه بخوابيم.
- من كه خجالت مي كشم بهشون بگم
- خودم زنگ مي زنم و بهشون مي گم.
- باشه.
حالا بايد شلوغي مترو را هم تحمل كنم. از جلوي دكه روزنامه فروشي رد مي شوم. "آقا يه ايران ورداشتم".
با عجله خودم را به يك صندلي خالي مي رسانم.
روزنامه را باز مي كنم.
ايستگاه بعد....
"كرج استان مي شود"
ايستگاه بعد...
"ايجاد شهرك صنعتي براي اشتغال جوانان كرج"
ايستگاه بعد...
"عملياتي شدن خواستهها و مطالبات مردم به صورت كامل"
روزنامه را مي بندم. ديوان حافط را كه هميشه با خود همراه به همراه دارم باز مي كنم.
"خوش شود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هركه در او غش باشد"
مسافران عزيز ايستگاه پاياني...
پياده مي شوم. روزنامه را به اولين سطل زباله سر راهم مي اندازم.
ادامه مطلب را بخوانید...
ادامه مطلب را بخوانید...
سخنرانی مهندس میرحسین به مناسبت سالگرد شهادت شهید بهشتی با عنوان"اقتصاد اخلاقی، سیاست اخلاقی" ، موسسه مطالعات دین و اقتصاد
ادامه مطلب را بخوانید...
۱۳۶. که قشر وسیعی از مدیران خوب کشور در جناح های مختلف حاضرند با هر دولتی که برای کشور خدمت کند کار کنند
۱۳۷. فقر از نظر نیروی انسانی مهمتر از فقر مالی است
۱۳۸. مردم در یک جمله هم از ایستادگی در مقابل قدرتهای زورگو ممکن است تعریف کنند و هم از آزادیهای اساسی دفاع کنند و از دخالت در امور شخصی مردم تبری بجویند
۱۳۹. در عین حال معتقد به یله کردن همه امور و تسلیم در مقابل هر تغییری نیستند. آنها با عقل جمعی خود میدانند که در این گونه موارد آنچه موثر است مدیریت این تغییرات در جهت منافع ملی و ارزشهای اسلامی است
۱۴۰. یکی از دلایل ورود به صحنه، احساس خطر از دور زدنهای واضح قوانین
۱۴۱. زنان متناسب با این تحول در سطح عمومی کشور حضور پیدا نکردهاند و باید این مساله شکافته شود تا معلوم شود که چه دلایلی در این زمینه وجود دارد
۱۴۲. در این زمینه باید جامعه را از نظر هنجاری مورد مطالعه قرار دهیم و تصور جامعه را از نقش زنان متحول کنیم
۱۴۳. اگر جامعه زنان کشور این تصور را نداشته باشند که باید در موقعیتهای حساستر حضور یابند، هیچ منعی هم که نباشد باز هم شاهد حضور موثر آنها نخواهیم بود
۱۴۴. در جاهایی که تصور مثبتی باشد، بدون اینکه مانعی باشد زنان حاضر میشوند.
۱۴۵. به نسبت فراوانی زنان تحصیلکرده و توانا، نقش آنان را در جامعه شاهد نیستیم خاطرنشان کرد: دلیل این مساله بیشتر از آنکه به تصمیمگیری سیاستمداران مربوط شود به تصور جامعه از نقش زنان بر میگردد
۱۴۶. اگر نقش زنان در جامعه به درستی دیده شود میتواند بسیاری از این بداخلاقیها را حل کند
۱۴۷. معتقدم جدی شدن نقش خانمها میتواند مشکلات فرهنگی ما را حل کند.
وی تاکید کرد: در رابطه با شرکت خانمها در سطوح مدیریتی هیچگاه منع قانونی وجود ندارد اما موانع هنجاری هنوز وجود دارد که باید حل شود.
۱۴۸. او(حضرت امام خميني(ره)) با رفاه و سرمایهای که در خدمت تولید، کارآفرینی و مردم باشد، مخالفت ندارد بلکه با سرمایهداری مخالف است که در خدمت سرمایههای بینالمللی برای غارت سرمایههای کشوری است.
۱۴۹. اما در جوامعی که به انحطاط میل میکنند میبینیم که بر اساس اینکه افراد چه و به چه مقدار مصرف میکنند منزلتهایشان تعیین میشود
۱۲۰. اسلام ناب، اسلامی متناسب با شرایط مکان، روز و درک کننده تحولات در جهان و جامعه است. او از همه تجربیات بشری، علم و نیروی انسانی برجسته استفاده میکند. اسلام ناب محمدی از برنامهریزی استقبال میکند. اسلام ناب محمدی به ما توصیه میکند که از همه نیروهای انسانی کشور علیرغم اختلاف سلیقه برای پیشبرد کشور استفاده کنیم. قدر این گوناگونیها و تفاوتها را بدانیم و آن را تهدید ندانیم
پایان.
اما تا ۲۲ خرداد "این است انسان" را بخوانید.
۱۲۱. فكر ميكنم با حفظ حرمت و عزت مردم به سمت و سوي آنها رجوع كنيم، از آنها كمك بخواهيم
۱۲۲. جامعهي ما امروز مخالف باج دادن به قدرتهاي بزرگ است
۱۲۳. جامعهي ما قويا از داشتن فنآوري هستهيي حمايت ميكند، جامعهي ما سر خم كردن در مقابل خواستههاي قدرتهاي بزرگ و اينكه جلوي پيشرفت ما را در تكنولوژيهاي پيشرفته بگيرند، رد ميكند و آمادهي هر نوع فداكاري است
۱۲۴. جامعهي ما به دليل اينكه يك عقل جمعي در آن حاكم است از تحريك بيهودهي جهان دل خوشي ندارد
۱۲۵. يكي از وظايف افراد و گروههاي كه دل به حال مملكت ميسوزانند، اين است كه با تكيه به همين روحيهاي كه در مردم است، امكان وحدت بيشتر را در صفوف ملت فراهم كنند
۱۲۶. كشور را همه ميسازند، نه يك فرد، يك گروه و اين خواستي جمعي است
۱۲۷. جامعه صرفاً با افزایش تولید ناخالص ملی خوشبخت نمی شود
۱۲۸. ما با یک سرمایه عظیم اجتماعی جدیدی روبرو بودیم که به دلیل تحقق آرمان های انقلاب و امام اتفاق افتاده بود
۱۲۹. اعتقاد داشتم که مهمترین وظیفه دولت بعد از جنگ حفظ ارزش پول ملی است
۱۳۰. دولت ارتباط محکمی با مردم داشت و سعی می کرد با سیاست های شفاف اعتماد مردم را جلب کند
۱۳۱. به دنبال یک گفتمان ویژه هستم و این هم منبعث از فضای اول انقلاب اسلامی است.
۱۳۲. من امروز بیش از گذشته باید نگران وحدت جامعه باشیم و باید کاری کنیم که صرفنظر از مبارزات سیاسی، صفوف مردم را شقه شقه نکنیم
۱۳۳. در کمتر سخنرانی از حضرت امام (ره) میبینیم که ایشان از وحدت در جامعه صحبت نکرده باشند، ولی متاسفانه در سالهای اخیر بیش از اندازه فضای سیاسی کم اعتنا به این وحدت مردم بوده است که این میتواند خطرآفرین باشد
۱۳۴. هر گفتمانی دافعه و جاذبه ای دارد و بنده به گفتمان انقلاب معتقدم و با بازخوانی آن با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن را مطرح می کنم
۱۳۵. چند صدایی بودن را مفید میدانم
ادامه دارد...
۱۰۶. بسیاری از رفتارهایی که خلاف شئون فرهنگی و کرامت و آزادی انسان ها ست را ناشی از جبر نان و فقر در جامعه دانست و گفت: فقر و مشکلات فرهنگي قرین يکديگرند و اصولا توسعه سیاسی در جامعه ما منفک از توسعه اقتصادی و بالابردن سطح زندگی افراد مستضعف نيست
۱۰۷. مساله عدالت و مساله آزادی را باید توامان با يکدیگر دید و با يکدیگر دنبال کرد و اصولا اينها را باید از يکدیگر جدایی ناپذیر تلقی نمود
۱۰۸. قشرهای مستضعفی که اکثریت جامعه را تشکیل می دهند از مهمترين حاميان انقلاب و حافظان نظام دانست
۱۰۹. رویکرد به اقشار مستضعف را بزرگترین سرمایه برای توسعه کشور
۱۱۰. بهترين مقطع تاريخ زندگاني من هنگامي بوده است که با جمعي از جوانان دانشجوي با خلوص و با انگيزههاي ديني و معنوي و ملي در انجمن اسلامي فعاليت ميكرديم
۱۱۱. هر موقع بلايي يا مصيبتي براي كشور ايجاد ميشد قدم اول را دانشجويان برميداشتند. براي سيلزدهها و زلزله زدهها تا برسد به مسائل سياسي و اجتماعي و از اين قبيل
۱۱۲. آزادی در جایی تبلور پیدا می کند که افراد فرصت اندیشیدن پیدا کنند و برعکس هم در نبود آزادی اگر مردم از نعمت و اهمیت آزادی که در حقیقت حق آنهاست غافل شوند نمي توانند به سمت عدالت و به سمت حقوق اساسي و سعادت خود حركت كنند.
۱۱۳. آنها(مردم) موافق دخالت دستگاه ها و نیروهای گوناگون در امور شخصیه خود باشند يعني دفاع از ارزش هاي اساسي و دفاع از خون شهيدان و راه آن ها تناقضي براي احترام به زندگي و امور شخصي آن ها ندارد.
۱۱۴. مردم هم می توانند پایبند ارزش ها باشند، از راه شهدا دفاع کنند، به آن افتخار کرده و آن را ترویج دهند؛ اما در عین حال این عقیده مجوز این نیست که در اموری که برای مردم است، سلیقه شخصی آنهاست تجسس شود و دست اندازی صورت گیرد؛ در اینجا جامعه هم اصلاح طلب هست و هم اصولگرا
۱۱۵. جامعه معمولي ولي آگاه ما هيچ ارتباطي بين احترام به مقدسات و سخت گيري بر مطبوعات و رسانه ها نمي بيند و اعتقاد به آسان گيري دارد. معتقدم هر نهاد، حکومت و دولتی كه بخواهد متکی به این ویژگی مردم باشد و از این ویژگی فرهنگی بیشترین استفاده را کند، گفت: باید بی صبری های خود را تقلیل داده و از این ویژگی گذشت، صبوری، تحمل و جوانمردی مردم درس بگیرد
۱۱۶. جامعه موافق كسب و كار خصوصي است و از خصوصيسازي حمايت ميكند
۱۱۷. جامعه موافق ترويج يك فضاي ارزشي سوداگرانه كه همه چيز درآن قابل خريد و فروش باشد، نيست.
۱۱۸. مردم نميخواهند آن ارزشهايشان كه باعث بقاي شخصيت، دين و ايمان و همهي هستي آنهاست، همچون كالايي كه قيمت پولي دارد، قابل خريد و فروش باشد و به دنبال آن نهادهاي برآمده از مردم، چنين وضعيتي پيدا كنند.
۱۱۹. در يك جامعه سوداگرايانه همه چيز كالا ميشود و قابل خريد و فروش است
۱۲۰. براي ما حفظ عزت مردم و صيانت از اين مساله، صيانت از بزرگترين سرمايههاست. اگر اين مهم را نداشتيم، نميتوانستيم انقلاب كنيم و پيروز شويم
ادامه دارد...
۹۱. خرد و فضيلت جمعي منتظر نمي ماند تا از او براي انديشيدن و نگران بودن در مورد آن چيزي كه خود ريشه آن است دعوت كنند
۹۲. توجه به اهميت اقشار ضعيف جامعه گوئيا آن قدر مورد بي توجهي قرار گرفته است كه كساني آن را با اقتصاد صدقه اي اشتباه مي گيرند
۹۳. ما همچون گذشته و بيش از گذشته براي گذر از مراحل پيش رويمان به وحدت نياز داريم
۹۴. جامعه ما در متن خود به اصول گرا و اصلاح طلب تقسيم نمي شود و اصرار نيروهاي سياسي به سرايت دادن تفرقه خويش به جامعه كمكي به حفظ وحدت و پايداري مردم در شرايط سخت را نمي كند
۹۵. دلیل بقای انقلاب اسلامی در ایران این بود که عملا حل برخی مسائل ریشه ای جز از راه اسلام امکانپذیر نبود
۹۶. هر راه حلی غیر از اسلام دردورنمای برگشت به دیکتاتوری ، وابستگی ، تفرقه در بین ملت ، تجزیه قومی و مانند اینها قابل تصور است
۹۷. به گفتمان انقلاب کم توجهی شده است. این گفتمان برآمده از تلاش 200 ساله یک ملت
۹۸. خیلی ابتدایی است که فکر کنیم که هرچه در زمان جنگ به کار گرفته می شد در شرایط غیر جنگ هم می تواند به کار گرفته شود
۹۹. فضای امروز کشور نیز فضای عقیمی نیست و نیروی جوانی دارد که جهان را بهتر می شناسد و درک قوی نسبت به مسائل داردو نمی توان این دو نسل را با هم جایگزین کرد بلکه باید مکمل هم و در کنار هم باشند. نشاندن نسل جدید در کنار نسل قدیم و وارد نمودن آنها به صورت تدریجی کار درست و عاقلانه ی است که در همه سطوح چه در مسائل سیاسی و چه در مسائل اقتصادی می توان لحاظ کرد۱۰۰. حذف یکپارچه مدیریتی که تجربه سنگینی را از سر گذرانده جبران ناپذیر است
۱۰۱. هرچقدر منابع کمیاب در خدمت اهداف راهبردی تری قرار گیرد نتایج بهتری حاصل می شود. این، خود، فساد را کم می کند
۱۰۲ باید نگاه واقع گرایانه نسبت به جهان داشته باشیم. در دید واقع گرایانه، ما دچار توهم نمی شویم، حد آرمان ها را می شناسیم و در حدی که می توان آنها را به کار گرفت، منافع ملی و حیاتی خودمان را تعریف می کنیم
۱۰۳. در مسائل جهانی چانه زنی اهمیت دارد. اما کسی می تواند چانه زنی کند که قدرت داشته باشد و برای همین باید قدرت منطقه ای کشور را در جهان اسلام و در سطح جهان بالاتر ببریم
۱۰۴. بخشی از آن از طریق نیروی نظامی است و بخشی نیز از طریق پیشرفت های اقتصادی و سیاسی و تکنولوژیک.البته باید توجه داشت که بخشی از این قدرت از طریق یافتن دوستان و متحدان مناسب در سطح جهان تحقق می پذیرد
۱۰۵. پایبندی به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی نباید با ماجراجویی و حادثه جویی در سطح جهان مخلوط شود. این دو موضوع با یکدیگر تفاوت دارد.
ادامه دارد...
۷۶. بخش قابل توجهي از سياستهاي اقتصادي زمان جنگ مبتني بر آرمانهاي ابتداي انقلاب بود و بخشي هم به اقتضائات شرايط جنگ برميگشت
۷۷. در چنين شرايطي(جنگ) برخي ميگفتند كه بايد شرايط اقتصاد باز را اعمال كنيم تا همه مشكلات حل شود ولي اين ايدهها دور از واقعيت به نظر ميرسيد
۷۸. ايشان(رهبري) محور وحدت ملت ماست
۷۹. مسئلهي مديريت در كشور بايد يك جريان پيوسته و غير منقطع باشد، درست است كه بايد تلاش شود ميانگين سني دولت از يك حدي بالاتر نرود ولي نبايد اينطور هم باشد كه قسمتي از نيروها را كاملا كنار بزنيم چرا كه اين مسئله يك انقطاع ايجاد ميكند كه به نفع كشور نيست
۸۰. برای برونرفت از مشکلات اقتصادی کشور که گریبانگیر همه محیطهای کاری است جز با تکیه به نیروی انسانی که ازاعتماد به نظام و دستاندرکاران سیاست و اجرا سرشار باشد, امکانپذیر نیست و این هدف مهم تنها در سایه سیاستهای روشن و شفاف اقتصادی و حمایتهای اصولی از نیروی کار ارزشمند کشور قابل حصول است
۸۱. آرمان حضرت امام (ره) تحقق يك جامعه اسلامي بود البته با تاكيد روي اسلام ناب محمدي
۸۲. پايبندي به اصولي كه براحتي از نظرات حضرت امام (ره) و متون معتبر انقلاب قابل استخراج است بهترين را ه تامين منافع حياتي و منافع ملي ماست . به شرطي كه با ماجراجويي و حادثه آفريني همراه نشود
۸۳. ما احتياج به تجزيه و تحليل واقعگرايانه از امور بين الملل و جهان و درك بدون توهم از فرصت ها و تهديدها داريم . همه اينها اگر با درك روشن و بدون خيال پردازي از تواناييهاي ملي و با يسته هاي اعتقادي و اصولي همراه نباشد نتيجه نخواهد داد
۸۴. سرنوشت وحدت ملي پيرامون منافع حياتي و ملي كشور از موفقيت در سياست خارجي جدايي ناپذير است . ما براي تامين حداكثر منافع خودمان در رابطه با جهان بايد مزيت هاي نسبي خودمان را بخوبي بشناسيم و بصورت عاقلانه و فعال از آنها در روابط بين الملل استفاده كنيم
۸۵. سياست هاي تنگ نظرانه داخلي كه دايره طرفداران نظام را كم كند و يا سياستهاي اقتصادي كه نتواند عدالت را كنار توسعه و رشد سريع دنبال كند ضمن آنكه منابع داخلي را بهدر ميدهد موقعيت مارا در جهان تضعيف مي كند
۸۶. ما با يد براي حفظ امنيت خودمان در خليج فارس عمق استراتژيك داشته باشيم
۸۷. گمان مي كنم خط امام ميتوانست و ميتواند راه حل هاي ديگري را براي تامين منافع حياتي و ملي ما نشان بدهد
۸۸. با روند موجود تحقق چشم انداز امكان پذير نيست
۸۹. حضرت امام (ره) نقش انبيا را دو چيز مي داند ، دعوت به "خدا و معنويت" و " اقامه عدل و قسط در جامعه"
۹۰. ما يا عدالت را در مقابل توسعه قرار داده ايم و آنرا محكوم كرده ايم ويا كليشه اي بعنوان توزيع فقر ساخته ايم تا عدالت را مورد حمله قرار دهيم و يا آنرا در مقابل يك ارزش بنيادي ديگر مثل آزادي قرار داده ايم بدون آنكه توجه كنيم آزادي از دل عدالت بيرون مي آيد
ادامه دارد...
۶۱. هر تصميمي و هر يك ريال خرجي در كشور، بسته به اينكه چگونه هزينه شود، در نوع گرايشهاي فرهنگي و اخلاقي جامعه اثر ميگذارد
۶۲. بايد ببينيم آيا رويهها و مسيرهايي كه طي ميكنيم تا تصميمي گرفته و اجرا كنيم خوب تنظيم شده و استقرار پيدا كرده است يا نه؟ كه حتي از مجموعهي سياستها نيز مهمتر است
۶۳. متاسفانه گاهي داريم به خود اين ماشين دستاندازي ميكنيم، تاكيد كرد: ما بايد به قواعدي كه بر اين ماشين حكمفرماست راه بياييم و اگر هم ميخواهيم آن را كارآمدتر كنيم نبايد كل رويههاي آن ماشين و دستگاه را مختل كنيم
۶۴. هيچكس همه چيز دان نيست و اين رويهها و دستگاههاي مختلف هستند كه كمك ميكنند افراد از عقل و خرد جمعي بهترين استفاده را ببرند
۶۵. همهي كساني كه مسووليت ميپذيرند بايد بدانند كه يك فرد هر چقدر هم قدرت، ظرفيت و توان بالايي داشته باشد باز هم نميتواند جاي چنين جمعي را بگيرد
۶۶. حدود 18 شوراي معطل در كشور داريم
۶۷. يك جمع و رويه ميتواند پاسخگوي سوالات باشد
۶۸. در آستانه جهشي در رابطه با رشد نقدينگي قرار داريم،. ما مجبوريم براي كنترل نقدينگي در سياستهاي مالي خود كارهاي دشواري انجام دهيم. متاسفانه براي برخي هزينههاي جديد در كشور زمينه ايجاد كردهايم به طوري كه برگشت آن هزينهها مشكلآفرين خواهد بود
۶۹. دولتها بايد به سمت شفافيت بروند. خود مردم هم بايد در اين شفافيت كمك كنند. حل مشكلات در گرو اعتماد به نفس و استفاده از نيروهاي كارشناسي عظيم كشورو همكاري و تلاش خود مردم است
۷۰. واردات وسيع مشكلات مختلفي به دنبال دارد. اين مسئله هميشه الگوي مصرف ما را در كشور دگرگون كرده است و در زماني كه لازم بوده صرفهجويي كنيم، به سمت اسراف و ريخت و پاش منابع كمياب خود رفته ايم.
۷۱. در هيچ جاي جهان لااقل در بين كشورهاي در حال توسعه، كشوري چون ما مستقل نميتوان يافت
۷۲. تصديگري دولت قطعا بايد كم شود
۷۳. ما نميتوانيم سياستهايي داشته باشيم كه راه را براي سلطهي كشورهاي ديگر باز كند. ريشهكن كردن فقر و محروميت در جامعه نيز جزء وظايف دولت محسوب ميشود
۷۴. نه اينكه بگويم نبايد از تجربيات كشورهاي ديگر استفاده كنيم بلكه ما بايد يك روي باز و گشوده در برابر تجربيات بشري داشته باشيم و درعين حال بايد بدانيم كه هر ملتي در فضاي خاصي تنفس ميكند و اعتقاداتي دارد كه به تجربيات جهاني رنگ و بوي ملي ميزند و همين مسئله زيباست
۷۵. اينكه دنيا يكرنگ شود و رنگ آن را هم مثلا آمريكا تعيين كند زيبا نيست. اگر اين مسائل رعايت شود ميتوانيم از تجربيات جهان و جهاني شدن استفاده كنيم. ما ملتي با هويت چند لايهي چند هزار سالهي ايراني و يك هويت اسلامي هستيم. دولتها بيش از ساير نهادها و دستگاهها بايد متوجه گوناگوني لايهها و الزامات آن باشند. با هر كدام از اين لايهها كه مخالفت كنيم و يا آن را ناديده بگيريم، در بخشهاي مختلف مشكل پيدا خواهيم كرد.همين نشان مي دهد كه ما ميتوانيم اقتصادي ملي يا اسلامي داشته باشيم
ادامه دارد...
۴۶. حزب بهگونهاي بود كه برشي از همه جامعه باشد. در عين فراگيري و وسعت نبايد انحصارطلب بود
۴۷. ايشان(شهيد بهشتي) عنوان مي كنند: "حزب جمهوري اسلامي انحصارطلب، قدرتطلب، خودمحور و نفي كننده ديگر گروههاي سياسي نيست. ما هر گروه سياسي و اسلامي ديگر را كه مؤمن، درستكار و صديق به انقلاب باشد، گروه برادر ميناميم و با اين گروهها مسابقه ميگذاريم. مسابقه بر سر چه؟ بر سر قدرت؟ حاشا، بلكه مسابقه بر سر تقديم بهترين خدمت به ملت"
۴۸. ما هنوز صداي گرم ايشان(شهيد بهشتي) را مي شنويم كه مي گويد: "ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت" و آيا اين جمله بزرگترين رهنمود براي نيروهاي علاقه مند به اسلام و مصالح ملي نيست؟
۴۹. شهيدان محصول گفتمان و فضاي خاصي در جامعه هستند و به صورت چهرههاي منفرد در سطح جامعه نبودهاند
۵۰. رجوع به ساده زيستي، همنشيتي با فقرا، به درد مردم رسيدن و فرار از دنيازدگي در ميان همهي نيروهاي اسلامي پيدا شد و اين گستردگي داشت
۵۱. حيات معنوي يک ملت در حال بيداري و خيزش به اخلاقيات است، سرچشمه اين اخلاق، ايثارگري و فداکاري در ميان اقشار پاييندست و فرودست است
۵۲. ارزشهاي اخلاقي بزرگترين سرمايهي اين ملت ميتوانند باشند
۵۳. و امروز در جامعه ما اتفاقاتي افتاده است و ميبينيم هژموني طبقات فرادستتر در جامعه ما در حال فراگير شدن است و به سمت اقشاري تسري پيدا كرده است كه اخلاقيات انقلابي ما نشات گرفته از آنهاست
۵۴. تشبه به مرفهين بي درد و خلقيات آن يك ضايعه براي انقلاب است
۵۵. قشرهايي که بيشترين سرمايهها را براي پايداري، مقاومت و پيشرفت توليد ميکردند تحت تاثير ايدئولوژي قشرهايي هستند كه متاسفانه زايندگي اخلاقي ندارند
۵۶. من نميخواهم بگويم كه فقر خوب است
۵۷. مساله ديگر جايگزيني جامعه سوداگر به جاي جامعه ارزشي است
۵۸. طبيعي است در جامعهاي كه ارزشهاي سوداگرانه غلبه پيدا کنند و خلاقيت در زمينه ارزشهاي اخلاقي کاهش يابد، درك اين وصيتنامهها به سادگي امكان پذير نباشد
۵۹. جامعه اسلامي يك جامعهي فقرگرا نيست؛ جامعه اسلامي يك جامعهي اخلاقگرا و ارزشگراست. در همان جامعه هم ميتواند رشد، پيشرفت، توسعه، سرافرازي و پيشرفتهاي علمي باشد. اخلاق هيچگاه در برابر علم و پيشرفت قرار نميگيرد بلکه به علم و عالمان جهت ميدهد و سمت و سوي پيشرفت را نشان ميدهد و فضيلتها را بر جهت ها و سمت و سوي پيشرفت، حاكم ميكند.
۶۰. تصور نکنيم که ميتوانيم در صحنه سياسي و اقتصادي سياستهايي داشته باشيم و اثرات آنها را در حوزههاي فرهنگي و اخلاقي نبينيم
ادامه دارد...